با دلی دریائی زورق و ساحل دریای کسی باش گلم

وطلوع و سحر و فروغ و اثر و چراغ شب یلدای کسی باش گلم .... و بهار و نسیم و نگار و ندیم و دل ارام و تسلای کسی باش گلم .... ابر شو باران باش .... برف کوهستان باش .... یاری پنهان باش .... چشمه جاری صحرای کسی باش گلم .... زندگی دریائیست پرطلاطم پرموج .... گاه موجی ارام .... گاه موجی در اوج .... با دلی دریائی .... زورق و ساحل دریای کسی باش گلم .... اختری کن هرشب .... خاوری کن هر صبح .... روشنی کن هر روز .... یاوری کن هر دم .... ماه و خورشید کسی .... قهرمان غم و کم های کسی باش گلم .... جرسی .. نفسی و مسیحای کسی باش گلم .......

با دلی دریائی زورق و ساحل دریای کسی باش گلم

/ 16 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
یاس

سلام بزرگوار چه متن زیبا و پر معنایی بود برای همه اینها یه دل زلال مثل باران می خواد چقدر خوبه آدم برای خودش زندگی کنه ولی برای دیگری زندگی باشه عامل محبت برای دیگران باشه و در گرداب مشکلات دستش رو بگیره و برای دیگران مثل کوه استوار باشه در عین حال خودش اونقدر ارام باشه که این آرامش را به آنها انتقال بده

نگار

سلام به بابا عظیمی عزیز مرسی که به یادم بودید و بهم سرزدید... راستش وبم من و یاد دلتنگیها و سختیهام میاندازه به همین خاطر نمیام امشب که همینطوری یه سری زدم از دیدن پیامتان بسیار خوشحال شدم . مهربانیتان را سپاس [گل][گل][گل]

زهرا

سلام میلاد مولود کعبه حضرت علی (ع) و روز پدر بر شما مبارک اللهم عجل لولیک الفرج

زهرا

سلام میلاد مولود کعبه حضرت علی (ع) و روز پدر بر شما مبارک اللهم عجل لولیک الفرج

دريا

با سلام به بابا عظيمي [گل] ممنونم گاه موجی ارام .... گاه موجی در اوج ،،،، اميدوارم باشم و باشي و باشند بابايي خوبي ؟ خوشي ؟ سلامتي ؟ شاد باشي [گل]

forogh

ﮐﺪﺍﻡ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﮕﺮﺩﻡ ؟ ﮐﺪﺍﻡ ﮐﻮﭼﻪ ﺭﺍ ؟ ﺑﺮ ﮐﻮﺑﻪ ﯼ ﮐﺪﺍﻡ ﺩﺭ ﺑﮑﻮﺑﻢ ﺗﺎ ﺑﺮ ﭼﺎﺭﭼﻮﺑﺶ ﻇﺎﻫﺮ ﺷﻮﯼ ﺗﻮ ؟ ﻭ ﺑﺎﺯﻡ ﺑﺸﻨﺎﺳﯽ ﻣﺮﺍ و مرا ﺑﻪ ﺁﻏﻮﺷﻢ ﺑﮕﯿﺮﯼ ﻭ بگویم به تو نازنینم: ﭼﻪ ﺑﻪ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭﻡ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ﺑﯽ ﺗﻮ ﻣﺎﻧﺪﻥ ﻫﺎﯼ ﺑﺴﯿﺎﺭ ......

یار

سلام امیدوارم که حال شما خوب باشه دوست قدیمی.

...///

دوش شاعر گرد شهر ‍پریشان بود دلش خون و سرش گیج و حیران بود اهورایی بمونی باباعظیمی...///

...///

دوش شاعر گرد شهر ‍پریشان بود دلش خون و سرش گیج و حیران بود اهورایی بمونی باباعظیمی...///

فرهنگ

بسم الله. . . دختری به نام داملا هستم ( ^_^ ) زندگی ام را که. . . مخلوطی از عشق ، موسیقی ، کاغذ و قلم و ادبیات است با تمام فراز و نشیب هایش در کنار خانواده ام دوستش دارم :) باران ، روح من است :) دختری که از دروغ بیزار است و آنچه گوید تنها باور اوست نه وانمودی برای باور تو ! :) زیاد با گذشته ام زندگی میکنم ! موسیقی و نوشتن آرامم میکند . . . ذهنم را پر میکنم از سکوت ، آرامش و حجمه ی کلماتی که قرار است بر قلم جاری سازم. . . اینجا مینویسم :) خالصانه همینم ( ^_^ ) در آشفته ترین لحظات هم مرا گر ببینی ، ظاهری آرام دارم که . . . تبسم نشسته بر لبانم ، آن را همراهی میکند:) انسانی هستم شبیه به همه اما متفاوت با همه :) سکوت بر من حکم شده است. . . من همینم ! دختری که گیسوانم را تنها برای باد رها کردم. . . دختری تنها که با یک آرزو اما در گوش هزاران قاصدک میخوابم و بیدار میشوم ! دختری که نمیداند ترس چیست و امید دارد به فرداها. . . دختری که میفهمد درد چیست ، غم چیست ، دوری و نبودن چیست ولی این را هم خوب میداند که. . . صبر معجون شگفتی ست !! این نیز میگذرد (