پرسه های شبانه

ماییم و پرسه های شبانه ، همین و بس
تا بانگ صبح ، شعر و ترانه ، همین و بس
فرجام ماجرای بد روز را مپرس
خوش باد قصه های شبانه ، همین و بس
بعد از من و تو ـ از من و تو ـ یادگار چیست ؟
یک مشت داستان و فسانه ، همین و بس
مشتاقم و به خاطر یک لحظه دیدنت
آورده ام هزار بهانه ، همین و بس
ـ ‌یک روح شرحه شرحه و یک جسم چاک چاک
از من جز این مجوی نشانه ، همین و بس
ـ تنها ـ در این حوالی متروک ، روح من
با یاد توست شانه به شانه ، همین و بس
چون عابری ـ خلاصه بگویم ـ در این مسیر
ماندیم زیر چرخ زمانه ، همین و بس  

پرسه های شبانه
سهیل محمودی

/ 29 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نگار

سلام شعر و عکس مناسب و زیباییست .... دنیا را برایتان شاد شاد و شادی را برایتان دنیا دنیا آرزومندم [گل]

دريا

با سلامي به ارومي موجهاي دريا به بابايي خودم روزت مبارك بابايي عزيزم اميدوارم ساليان سال سايه تون بالاي سر عزيزانتان باشد ، . خدا نگه دار شما باشد ،،،، [گل][گل]

سحر

سلام آقای عظیمی خوبید ؟ سحرم می شناسید (دلتنگیهای یک زن)بهار تو خزان من ---- انگار نیستید وبلاگتون به روز نیست چرا ؟ یادش بخیر روزایی که با ترانه های این جا من گریه میکردم هنوز رضا صادقی را نمی شناختم ولی با ترانه هنوزم در پی اونم گریه می کردم یا ترانه عشق سوال بی جوابه هنوزم جوابی براش پیدا نکردم نمیدونم بعضی آهنگها منو خیلی منقلب می کنه سوغاتی هایده... به قول معین از این روزای سخت و پر از دلشوره سیرم ... ببخشید دلم بد جوری گرفته خواستم بدونید من بیوفا نیستم به یادتون هستم همیشه تا وقتی نفس میکشم خدا میدونه کی بیایید و این کامنت را بخونید باز هم میام اگه عمری باقی بود خدانگهدارتون ...

سحر

سلام آقای عظیمی خوبید ؟ سحرم می شناسید (دلتنگیهای یک زن)بهار تو خزان من ---- انگار نیستید وبلاگتون به روز نیست چرا ؟ یادش بخیر روزایی که با ترانه های این جا من گریه میکردم هنوز رضا صادقی را نمی شناختم ولی با ترانه هنوزم در پی اونم گریه می کردم یا ترانه عشق سوال بی جوابه هنوزم جوابی براش پیدا نکردم نمیدونم بعضی آهنگها منو خیلی منقلب می کنه سوغاتی هایده... به قول معین از این روزای سخت و پر از دلشوره سیرم ... ببخشید دلم بد جوری گرفته خواستم بدونید من بیوفا نیستم به یادتون هستم همیشه تا وقتی نفس میکشم خدا میدونه کی بیایید و این کامنت را بخونید باز هم میام اگه عمری باقی بود خدانگهدارتون ...

دريا

[گل][گل][گل][گل][گل]

سحر

ما به اندازه هم سهم زدریا بردیم .. هیچکس مثل توو من به تفاهم نرسید .... خیلی زیبا بود ببخشید آقای عظیمی برای یادداشت جدیدتان کامنت گذاشتم فکر کنم مثل اینجا دوتا تکراری چیکار کنم دیگه مدتها از این فضا دور بودم همه چیز یادم رفته دلم تنگ میشه زود برمی گردم ...

ناهید

ممنون میشم بهم سر بزنی لینکم کن لینکت میکنم راستی نظر یادت نره اینم وب دیگمه hespenhan.persianblog.ir

سحر

در این دقایق های آخرین - سال 92دوست دارم آرشیو دست نوشته هایت در کنار روزها و شب های به یادگار مانده در قلبت - پر از خاطرات خوبِ دوستی و رفاقت باشد دوست دارم هر گاه به این نوشته ها خیره می شوی - عطر مهربانی در کنار هم بودن را به یادت بیاورد به لحظه هایی که پروانه ای مدام دور تو می چرخید و گلهای سرخی که در قلب تو می رویید و نوازش هایی که عاشقانه - احساس تو را در آغوش می گرفت و تو گاهی - خیلی بلند به ثانیه ثانیه ی این روزگار می خندیدی انقدر بلند- که چیزی از اعماق درونت ... فریاد می کرد عزیزم به چی می خندی ؟؟!!! و تو با نیشخند همیشگی می گفتی : بگیر بخواب داشتم به سادگی آدمی می خندیدم دیوانه ای که با چشم و ابروی دیگران و قصه های متنوع و عاشقانه های من عاقل نمی شود !!!!! چه جان سخت است - این آدم ساده !!! نه میمیرد نه می رود و من در آرشیو زندگیت می نویسم : همیشه نعمت در کنار داشتنِ عزیزانت را دست کم نگیر آنها پازل های قشنگ روزگار تو هستند فراموش نکن ...

سحر

سلام آقای عظیمی - پیشاپیش عیدتان مبارک - سال خیلی خوبی را در کنار خانواده ی عزیزتر از جان خود داشته باشید ... مهربانان صمیمی خوب خانه ... خورشید های تابان زندگیتان - در کنار آنها همیشه سلامت باشید و موفق سال 92 رو به اتمام است و شما همچنان قهرید - البته بامن فقط من صبح که بیدار شدید اگر فرصتی بود بخوانید - خوش باشید همه ی روزگارتان