ساحلی ديگر.... بگذار...

           

بگذار آن باشم که با تو در کوهسار گام بر می دارد،

بگذار آن باشم که با تو در گلذار گل می چيند،

بگذار کسی باشم که احساس درون با او می گويی،

بگذار کسی باشم که بی دغدغه با او سخن می گويی،

بگذار کسی باشم که در غم، سوی او می آيی،

بگذار کسی باشم که در شادی با او می خندی،

بگذار کسی باشم که به او عشق می ورزی،

                                          *********                                          

                                            Let me be the person *** that you walk with in the moutions *** let me be the person *** that you pick flowers with *** let me be person *** that you tell all your inner feeling to *** let me be person *** that you talk to in confidence  *** let me be person *** that you turn to in sadness*** let me be person *** that you smile with in happiness*** let me be person *** that you *** love 

(Susan polis schutz)                        

/ 60 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ya hagh

سلام من مامان پريسا هستم امده بوديد نبوديم! در ضمن شهزاد خاله افتخاری پريسا استو قراره گاهگاهی مطلب بده

azimi

تشکر از همه عزیزانم ..از اینکه چند روزی مسافرت بودم ونتونستم جواب مهربانیهای شما را بدهم پوزش میطلبم ..در اسرع وقت در کنار شما خوبان ومهربانان هستم وهمینطور فردا یا پس فردا اپدیت میکنم...شب وروز خوبی برای یکایک شما عزیزانم ارزومندم.......محمدعظیمی

maziar(سهيل)

سلام آقای عظيمی٫ ممنون از اينکه به ما سر زديد (-: اميدوارم سفر به شما خوش گذشته باشه. "بهترين سوغاتی که يک مسافر برای دوستدارانش مياورد سلامتی خود است"

ماري /محمد

خدا قول نداده آسمون هميشه آبي باشه و باغ ها پوشيده از گل . قول نداده زندگي هميشه به كامت باشه . خدا روزهاي بي غصه و شادي هاي بدون غم و سلامت بدون درد رو هم قول نداده . خدا ساحل بي طوفان، آفتاب بي بارون و خنده هاي هميشگي رو قول نداده . خدا قول نداده كه تو رنج و وسوسه و اندوه رو تجربه نكني . خدا جاده هاي آسون و هموار، سفرهاي بي معطلي رو قول نداده . قول نداده كوه ها بدون صخره باشن و شيب نداشته باشن . رود خونه ها گل آلود و عميق نباشن . قول داده ؟ ولي خدا رسيدن يه روز خوب رو قول داده . .......سلام بابا

آسمون پر ستاره

سلاااااااااااااااااااااام پدر عظيمی !! نگين اين دختره چقدر بی معرفت بود !!!‌بخدا بعد از دو هفته الان وقت گير آوردم که بشينم پای وبلاگ ها اونها رو بخونم !!‌اميدوارم خوش باشيد وو سلامت ...دختر کوچولوتون !مهتاب

mehrdad.persianblog

امروز زير بارون راه رفتم و خيس بارون شدم و دلم به اندازه يه دنيا گزفته بود . اره بابا ...گاهی فکر ميکنم دنيا چقدر کوچيکه و وقتی دلمون هم ميگيره . ميتونيم کوچيک بپنداريمش و کمتر غصه بخوريم . اما انگاری اين دل بيچاره اين چيزها حاليش نيست . کار خودشو ميکنه .مگه نه بابایی . خاکستر بر باد نشسته . م/ شیدا/////////////

Hamid-Hilda

به پيش شمع اگر پروانه سوزد نيست دشوارش/ چه باک از سوختن آن را که بر بالين بود يارش.((جدايی خوانساری))...سلام پدر عظيمی...صبحتون بخير...سپاس که به ما سرزديد...آريايی باشيد و اهورايی...

///afsaneh

سلام به آقای عظيمی /لطف داريد وبه ماسرميزنيد ازاينکه کمتر پای نت نشستيم ونتونستيم جواب شما ودوستان روبديم خيلی شرمنده ايم /به اميد ديدار راستی آهنگ خيلی زيبائی رو انتخاب کرديد ///دوستدار شما افسانه

شادي

حرف نداشت بابا عظيمی ... اينو کم داشت : بگدار كسی باشم که عاشقانه و جاودانه دوستت دارد (let me be the person * who love u eternaly ) ... ممنون كه به من سر زدي ... تا بعد ...

firoozeh

افق تاريك،دنيا تنگ،نوميدي توان فرساست...ميدانم.وليكن ره سپردن در سياهي،رو به سوي روشني،زيباست.ميداني؟؟؟سلام خدمت پدر عظيمی عزيز.من با شما در سايت نغمه آشنا شدم و آدرس وبلاگ شما را در کامنت های ارسلان عزيز ديدم.خوشحال ميشم اگر قدم رنجه بفرماييد و سری هم به کلبه ی محقر من بزنيد.مرسی.