گر قصد وفا داری....//

** گر قصد وفا داری **  اینک من و اینک دل **

 

می گویم . دلم تنگ است. برای آن روزها که نمی دانستم چگونه دلم روزی می تواند برایت تنگ نشود....

سکوتم می کنی .. آنقدر که مجبور می شوم وسط آنچه نمی گویی بپرم . ببین. مثلا دارم شعر می گویم.....

منظور شاعر می تواند هم آن باشد که می گوید . هم عکس آن و هم همزمان. به هرحال شاید اگر بودی   

می دیدی که اینچنین هم می تواند دلم برایت تنگ شود....///

/ 14 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سميرا

بابای خوبم بعد از مدتها به روز کردم ومنتظرتم.ومنتظر همه دوستانم .بيا پيشم.

مهرداد

آدما مثل کتابن از روي بعضي ها بايد مشق نوشت از روي بعضي ها بايد جريمه نوشت بعضي ها رو بايد چندبار خوند تا معنيشونو بفهميم و بعضي ها رو بايد نخونده دور انداخت ...مخلصم..///

مریم

شاید اگر بود و می دید دیگر دلتنگی نبود...

وقتای دلتنگی من

بهترین ساعاتم ، منظورم وقت بی خبری ست را هم از من گرفته اند.خواب هم دیگر مایه ی آرامشم نمی شود .سینه ام درد می کند.نمی دانم ، شاید قلبم تحمل سنگینی این همه بار را ندارد، آخر کلیدش را تو بردی.کلید ساز ماهری را هم سراغ ندارم که کلید تازه ای بسازم برای همین همه ی فشارها به در بسته ی قلبم هجوم می آوردند و طلب ورود می کنند.می دانی ، نمی توانم هر کسی را راه بدهم .باران عشق را به سویت روانه می کنم ای عشق ، تا هیچ وقت زمینت را خشکی بهار بر ندارد.باشد که روزگارت سبز باشد.

شیرین

سلام بابايی من ۱۵ روزه که رفتم مسافرت / الان هم اصفهان هستم / ببخشيد که بهتون سر نزدم / آخه خيلی وقته که نيومدم نت

شیرین

بابايی بالاخره من نفهميدم اسم نوه گلتون چی شد ؟

بابا عظیمی

با سلام و عرض ادب و احترام...دوستان مهربانم وبلاگ آپديت جديد شده لطفا تشريف بياوريد در اپديت جديد....شاد باشيد از همه شماها ممنونم

خـــاکستــر عشق

بی بهونه سلام ! . پس بابا عظيمی شما هستيد ! . خيلی حرفتون رو شنيده بودم .. . ولی هيچ وقت سعادت نداشتم بيام ... ! . چه آهنگ قشنگی داره بلاگتون .. آرامش می ده ... . راستی بابا عظيمی ..... بابا يعنی چی ؟!؟!؟!؟