خواستگاری...

سر جلسه خواستگاری بعد از نیم ساعت،

مادر داماد: کبریت دارین؟ خانواده عروس: کبریت؟ کبریت برای چی؟ مادر داماد: والا پسرم می خواد سیگار بکشه. خانواده عروس: پس داماد سیگاریه؟! مادر داماد: سیگاری که نه. ولی مشروب خورده و بعد از مشروب سیگارکی می چسبه.. خانواده عروس: پس الکلی هم هست؟! مادر داماد: الکلی که نه هر وقت تو قمار می بازه مشروب می خوره که یادش بره. خانواده عروس: پس قمار باز هم که هست؟!! مادر داماد: اوه نه نه دوستانش تو زندان بهش یاد دادند. خانواده عروس: پس زندان هم بوده؟!! مادر داماد: زندان که چه عرض کنم، نمی خواست بره رفته بود خرید و فروش مواد گرفتنش بردنش زندان. خانواده عروس: پس قاچاقچی و معتاد هم هست؟!!! مادر داماد: ای بابا چقدر شما سخت می گیرید، گفتم که نمی خواست بره، زنش لوش داد و گرفتنش و بردنش خانواده عروس: وای..وای..وای..        همه چیز بهم خورد. عجب داماد عتیقه ای....

نتیجه اخلاقی((همیشه موقع خواستگاری رفتن کبریت همراهتون داشته باشید))

                        برگردانی برای پروانه عزیز و خاطراتش(یا حق)

  ***عيد سعيد فطر بر همگان مبارک***

 

/ 106 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
غزاله//سامان

سلام باباعظيمی عزيزم خوبيد بابا دلمان برای شما تنگيد پس مارا نکنه سرکار گذاشتيد مگه قرار نبود بيائيد پيش ما؟ بخدا بد نميگذره قول ميدم دختر خوبی برای شما باشم مثل گذشته...فدای بابايی خوبم..(غزاله//سامان)

غزاله//سامان

ميگم بابايی اين داماده چه خوش اشتها بوده زن هم داشته کلی هم مدال افتخار همراهش بوده که ميشه گفت يک کلکسيون از شوهر نمونه اونوقت تازه رفته خواستگاری!!!!..(غزاله//سامان)

mehrdad

برف نو .برف نو .سلام .سلام / بنشين .خوش نشسته ای بر بام / پاکی اورده ای ای اميد سپيد /همه الودگی ست اين ايام / راه شومي ست می زند مطرب /تلخواری ست ميچکد درجام /اشکواری ست می کشد لبخند / ننگواری ست می تراشد نام / شنبه چون جمعه .پار چو پيرار /نقش همرنگ ميزند رسام /مرغ شادی به دامگاه امد /به زمانی که بر گسيخته ايم دام .ای دريغا برنيامد کام /تشنه انجا به خاک مرگ نشست / که اتش از اب می کند پيغام / کام ما حاصل.... ان زمان امد / که طمع بر گرفته ايم از کام (.احمدشاملو ) خاک پا م/ شيدا//////////

غزاله//سامان

راستی بابايی چه جوری خبر اين خواستگاری بشما رسيده ميخواستم بگم منم دوست دارم از اين خواستگاری ها ببينم و بخندم...راستی اپديت نميکنيد؟..(غزاله//سامان)

maria

سلام بابائی عزيزم اميدوازم که سالم و سرحال باشيد. ما منتظريم پس چرا آپديت نمی کنيد.

colonel

سلام.ديروز کامنت دادم ولی امروز نيست . به هر حال ضمن آرزوی سلامتی وسعادت برای شما عزيز از خدا ميخواهم شاهدی باشيد بر خوشبختی وسعادت فرزندانتان . فرموده شما را هم ديدم و گفتم سمعا وطاعه و آپديت کردم . پيروز باشيد .

colonel

در وسط کامنت ها ديدم . ببخشيد .

shadi

سلام بابايی مهربون مرسی از توجه تون .ببخشيد که من دير اومدم نمی دونم اين کامپيوتر ما اصلا باز نمکنه حتی وب خودمو ....!شرمنده دوستان خوبم ....مراسم خواستگاری هم خوب بود چون به خير گذشتا....!!!!بای

نادره

سلام،آقای عظيمی!!! نه اينبار سلام بابا عظيمی عزيز:)بی جهت نيست که اينقدر مهر و محبت اطرافتون رو پر کرده! اصلا باورم نميشد که کمتر از ۲ ساعت بعد از کامنتی که براتون گذاشتم به من هم سر بزنيد!!!انهم با اينهمه دختر و پسری که شما دارين:) ولی دوباره سلام کردم که بگم من از وبلاگ سارا خانوم و کامنتهای شما برا اون با وبلاگ شما آشنا شدم، و از اين آشنايی خيلی خوشحالم.سر بلند باشيد و پايدار.

ساحل

سلام . نتیجه من اینه که کوچکترین خواسته خود ادم باید مخفی بمونه تا ابروش حفظ بمونه . ...