ماه  می گردد،زمين می چرخد و انسانها می چرخند و گاه می گردند و گاه می روند! تيک تاک ساعت، جدال زمان را به ذهن باقی می گذارد، و پيکرها جدال مکان. و زندگی می رود « صبور، سنگين، سرگردان»! (فروغ) ، از گذشته تا به مبهم آينده. و روزها چون ثانيه ها می آيند و می روند تا شايد، آغشته به خاطره ای شوند تا شايد، در نوبتی،‌انسان از خواب زندگی تيک تاک ساعت ها و پيکرها بيدار شود به فراترها. «در اين کشاکش رنگين، کسی چه می داند/ که سنگ عزلت من در کدام نقطه فصل است/هنوز جنگل، ابعاد بی شمار خودش را/ نمی شناسد./ هنوز برگ سوار حرف اول باد است...» ( سهراب) در اين کشاکش رنگين ذهن سيال من ، گاه در انديشه است و گاه در زندگی و گاه در دنيای تنهايی. در اين کشاکش رنگين بر آن کران بودن،‌ صدای مهيبی از درون، از من، از همه جا می آيد. صدايی مثل صدای مهيب ته نشين شدن، متلاتم شدن و باز، ته نشين شدن. شايد همان صدای دنيای تنهايی.  نگاه من خطی را می نگرد که از پايين با پيچ هايی نا منظم به سوی بالا می رود. و صدای من همچنان خاموش. ديدن و شنيدن و گاه ادراک. و « عبوری بی حرف از خم اين ره » ! (سهراب). و احساس من، مهتاب را تجربه می کند. و حرف های فصل ها را ترجمه می کند. و می بيند که شور جوانه زدن در شاخه خلوص زمستانی ( آن خواهش عصيانی) چقد شبيه فوران خواهش است در وجود من، در وجود تو...

پيکرها همچنان در جدال با زمان، با مکان، به خواب پر تشويش خود خو کرده اند! و تنها ماييم که به ادراک ستارگان پی برده ايم؛ و اين منم که احساسم، در مسير خود به سوی نور، مهتاب دوست داشتن را تجربه می کند... 

 

/ 14 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مصطفی

سلام خوشحال ميشم به منم سر بزنيد .

parastoo

انقدر دلم می خواست که چنين تفکر زيبايی رو داشته باشم ...ولی شما تکين

sahar

سلام بابا عظيمی /حالتون خوبه؟ گفتم سلامی کرده باشم در ضمن زيبا نوشته بوديد/موفق باشيد

شیدا

سلام بابا جون ٬ بهتون لينک دادم . اميدوارم هميشه سالم و سر حال باشين .:)

علی22.mitra

بوي ترانه مي دهد نگاه عاشقانه ات. و دفتري از غزل سکوت شاعرانه ات . شبي دوباره مي رسي مسافر غريب من. بمان ميان چشم من بمان درون خانه ات.فرشته اي از آتشي که تا نسيم مي وزد . به رقص عشق مي رسد شراره و زبانه ات. دوباره امشب اين دلک دوباره گريه مي کند. و باز تکيه مي کند به آرزوي شانه ات .. درون قلب کوچکم بهار لانه مي کند. چرا که سبز مي شود ز اشک من جوانه ات.

علی22.mitra

سلام.خسته نباشيد..من يه چيزهايی در گيلاس نوشتم ..ممنون ميشم بخونيد..من تا دير وقت نيستم...مزاحم ميشم حتمآ.....يا حق

yahda

سلام..باباجون..مرسی ازکامنتتون..بهم سربزنيد اپديت ميکنم...راستی ساعت ۰:۴۵دقيقه امشب دروبلاگم منتظرم ...يهدا

mehrdad.persianblog

همانطور که انتظار ميرفت ما لايق نبوديم . اسم ما در وبلاگتون باشه . ممنون بابا عظيمی . من حقير همان يکرنگ ـ يکرنگم . همان ساده همان غريب تنها . ممنونم که به من لطف داری . از هيچکس دلتنگ نيستم . یعنی اجازه ندارم / مهم نيست اين نيز بگذرد ...... مخلص شما . م/ شيدا //////

mehrdad.persianblog

مردان سالهای ابری کارشان در گريه خنديدن است / م/ شيدا //////

yahda

سلام باباعظيمی..جای مهمانی وبلاگ منو بابارون بهارعوض کنيد..من تازه شنبه ميرسم تهران....ممنون...يهدا