نوروز 1391

یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبرالیل و النهار یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال         

حلول سال نو وبهار پر طراوت را که نشانه قدرت لایزال الهی و تجدید حیات طبیعت می باشد را به تمامی عزیزان تبریک و تهنیت عرض نموده وسالی سرشار از برکت و معنویت از درگاه خداوند متعال و سبحان برای شما دوستان خوب و مهربان و بزرگوار مسئلت دارم

عزیز دلم

 

گل های یاس بهشت آرزوهایم را به پسر عزیزم که عمرش پایدار و مهرش ستودنی است تقدیم میکنم

/ 22 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
اعظم سبحانی

هین سخن تازه بگو تا دو جهان تازه شود وارهد از حد جهان بی حدو اندازه شود [گل]سال نو بر شما مبارک باد[گل]

اعظم سبحانی

او سپهر و من‌کف خاک اوکجا و من‌کجا داغم از سودای خام غفلت و وهم رسا عجز راگر در جناب بی‌نیازیها رهی‌ست اینقدرها بس‌که تاکویت رسد فریاد ما نیست برق جانگدازی چون تغافلهای ناز بیش از این آتش مزن در خانهٔ آیینه‌ها هرکه را الفت شهید چشم مخمورت‌کند نشئه انگیزد زخاکش‌گرد تا روز جزا از نمود خاکسار عشق نتوان داد عرض رنگ تمثالی مگر آیینه‌گردد توتیا نیست در بنیاد آتش خانهٔ نیرنگ دهر آنقدر خاکسترکایینه‌ای گیرد جلا زندگی‌محمل‌کش وهم دوعالم آرزوست می‌تپد در هر نفس صدکاروان بانگ درا آرزو خون‌گشتهٔ نیرنگ وضع نازکیست غمزه درد دور باش و جلوه می‌گوید بیا هرچه‌می‌بینم تپش‌آمادهٔ صد جستجوست زبن بیابان نقش پا هم نیست بی‌آوازپا قامت او هرکجا سرکوب رعنایان شود سرو راخجلت مگر درسایه‌اش داردبه پا هرنفس صد رنگ می‌گیرد عنان جلوه‌اش تاکند شوخی عرق آیینه می‌ریزد حیا بال وپر برهم زدن بیدل‌کف‌افسوس بود خاک نومیدی به فرق سعی‌های نارسا [گل]

اعظم سبحانی

آنچنان کز رفتن گل خار می‌ماند به جا از جوانی حسرت بسیار می‌ماند به جا آه افسوس و سرشک گرم و داغ حسرت است آنچه از عمر سبک‌رفتار می‌ماند به جا کامجویی غیر ناکامی ندارد حاصلی در کف گلچین ز گلشن، خار می‌ماند به جا جسم خاکی مانع عمر سبک‌رفتار نیست پیش این سیلاب، کی دیوار می‌ماند به جا؟ هیچ کار از سعی ما چون کوهکن صورت نبست وقت آن کس خوش کزو آثار می‌ماند به جا زنگ افسوسی به دست خواجه هنگام رحیل از شمار درهم و دینار می‌ماند به جا نیست از کردار ما بی‌حاصلان را بهره‌ای چون قلم از ما همین گفتار می‌ماند به جا عیش شیرین را بود در چاشنی صد چشم شور برگ صائب بیشتر از بار می‌ماند به جا [گل]

بهار

پشت آن پنجره رو به افق ، پشت دروازه ی تردید و خیال لابه لای تن عریانی بید ، من در اندیشه ی آنم که تو را ، وقت دلتنگی خود دارم و بس

فرهاد

سلام بابایی چقدر از اومدن به ساحل شما احساس ارامش کردم[فرشته] سال نو مبارک[گل]

فروغ ساحل آرامش

سلام میکنم به بابا عظیمی گلم مرسی بابت همه کامنهتاو نوشته هایی که برام میزارید و من بی ادبانه جواب ندادم . امروز دلم از عالم و دنیا گرفته بود نشستم کمی آب دیت کردم وبلاگ رو و اومدم سر به یادان بزنم ... بابایی عکس بسرتونم دیدم . زنده باشه و مهربان زیر سایه شما

فروغ ساحل آرامش

سلام میکنم به بابا عظیمی گلم مرسی بابت همه کامنهتاو نوشته هایی که برام میزارید و من بی ادبانه جواب ندادم . امروز دلم از عالم و دنیا گرفته بود نشستم کمی آب دیت کردم وبلاگ رو و اومدم سر به یادان بزنم ... بابایی عکس بسرتونم دیدم . زنده باشه و مهربان زیر سایه شما

مامانی هستی

سلام مهربونم از همدردیت ممنونم خدا بچه هاتو حفظ کنه و لبت همیشه پر خنده و دلت شاد باشه

عقیق

انشا الله خدا پشت و پناهشو ن باشه[لبخند]