محرم ۱۳۸۳

کل يوم عاشورا و کل الارض کربلا

کربلا يعنی طلوع سرخ خون     خط ظلمت را شکستن با جنون

کربلا يعنی قيامی در قعود       يعنی از گودال تا اوج صعود

کربلا يعنی عبوری پر شتاب       تشنه ماندن در کنار شط آب

/ 77 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مريم

تو اگر نيم نگاهی بنمايی چه شود/ نظری بر من شيدا بنمايی چه شود/خواب و راحت به نگاهی بر بودی از من/ با ديگر نگهی گر بنمايی چه شود/ غرق دريای نگاهت شده ام چون سازم/ دستگيری ز غريقت بنمايی چه شود/ غل و زنجير به پايم زده ای سخت کنون/ گر از اين دام رهايم بنمايی چه شود/ چاره درد مرا غير تو درمان نبود/ لطف و احسان و کرم گر بنمايی چه شود/ عشق را نيست دوايی بجز از وصلت يار/ به شفای من اگر لطف نمايی چه شود/

شهرام

سلام سلام ۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ تا سلام باورت نميشه چقدر دلم برات تنگ شده .برای وجودت برای صدات ...پاشو بيا ديگه خوش ميگذره نه ...ولی حتما خبرم کن . هيچ مزاحمتی نيست سر فرازی منه ..

.

کاش ..اون همه اشکایی که در نبودت ریخته می شد ارزش داشت....کاش اون همه ردپایی که تو از ان دم می زنی..اندکی پر رنگ تر بود..کاش اون مسافر خسته من اندکی پر مهرتر بود..همه اش کاش....همیشه به یادتم..حالا یا متاسفانه یا خوشبختانه!!!!می گفتن قدیما.......از دل برود هر انکه از دیده برفت.......نمی دونم چرا اینچنین در مورد تو نمی شود؟؟ روزی نیست که به یادت نیفتم.....مواظب خودت و قلب خسته و مریضت باش.حس کردم اینروزا اذیت شدی....نگرانت شدم همین............خدانگهدار

شهرام

سلام .بزرگم .سلام عزيزم .سلام ای بزرگ مرد. من هر چه منتظر ماندم نه ايميلی دريافت کردم نه کامنتی که شما چه وقت به تهران ميرسيد .پس چی شد والله هيچ زحمتی نيست به خدا .ميخواستم ببينمتون دلم تنگ شده ....خيلی مخلصم ..باميد ديدار شما ..داداش خيلی کوچيکت شهرام

شهرام

سلام ...با آمدنت بهار دل پيدا شد بلبل به وجد آمد و گلها باز شد ....سلام ای نازنين مرد بزرگ سلام ای همراه و سلام ای پير ما ... خوشحالم از آمدنت اما ناراحت از اينکه سعادت نشد تا ديداری مجدد تازه کنيم .خوشحال از آمدنت از شنيدن صدايت و خوشحالم که باز در جمع باهميم ..و باز هم مثل قديم باهميم . از پايئن وبلاگ اين آپديت شروع ميکنم ..سوسن.دخترک بابائی ... ب ت ع ي ا ر جان ...بهاره بهاره گل .توکا .ناصر. دريا..سعيد ..سودابه ..مهرداد ..رها .و يه چند نفر که بی نام و نشان آمدند و آبجی کمند خودم که خودشو داره برای بابائیش لوس میکنه آره دیگه دختر باید خودشو برای باباش لوس کنه برای اون نکنه برای من بکنه .. چشم همه مان و چشم همه اتان روشن که بزرگمان از سفر برگشته ...منتظر بروز شدن وبلاگ شما هستيم ..و اميد وارم امانتدار خوبی بوده باشم ..يه پارتی بازی هم بکنم ...نانسی داداشی اون جيغولی را يادم رفت ...باميد ديدار

مريم

با تو ايمنم و با تو سرشارم / از هر چه زيبايي است / پناهم باش / تا سنگيني غربت از شانه هايم فرو ريزد/ و ملال تنهايي از چشمهايم ..... من از دور دستها آمده ام.......... سلام بابايي گلم... خوش آمديد .. رسيدن به خير.... آنقدر خوشحالم كه حد نداره و بيشتر از اون خوشحالم كه صداي گرمت را شنيدم.... باور كنيد وقتي شنيدم گفتي مريم،، منم بابايي .... چقدر خوشحال شدم...ممنونم كه زنگ زديد و از آمدنت با خبرم كرديد......... منو ببخش دلم ميخواست امروز زودتر از اينها مي آمدم و برايتان مي نوشتم ولي بابايي خودت ميدوني كه عيد و هزارتا كار البته من اهل خانه تكاني نيستم ولي خب تغيير دكوراسيون را دوست دارم و سر گرم اينكار بودم......... بابايي من نميتوانم در سايت برايتان كامنت بگذارم به همين خاطر در اينجا ميگذارم اگر دوست داشتيد خودتان زحمت كامنت مرا بكشيد و اگر امكان دارد آنرا به سايت منتقل كنيد....... ممنونم بابايي گلم ممنونم بابت همه محبتهايت و همه مهربانيهايت........ هميشه شاد ببينمت بابايي

مريم

سلام بابايي گلم .... مائده مهربانم.... سپيده جيگري وروجك رسيدن بابايي به خير چشمتان روشن ....سپيده خوب داري هر چي سوغاتي تنها تنها بر ميداري.......... بابايي اميدوارم ديگه اينبار پيامم به سايت شما برسه وگرنه ديگه خودم ميكشم ....... از دست سايت شما كه باما لجه....... اگر نشد همين را در پرشين ميفرستم.... بابايي عكس و شعر قابل شما را ندارد....... اميدوارم كه سلامت باشيد راستي شهرام گفت كه خداي نكرده سرما خورديد تو رو خدا مراقب خودتان باشيد....... به همه سلام برسانيد...

.

اينقدر اين موسيقی ات رو گوش دادم که وقتی هم خاموشه تو گوشم می پيچه..................اينو هم يادم رفت بگم.....................!

مينا

سلام عزيز من شعر خودتو نگه دار را خيلی دوست دارم اگر می دونی خوانندش کيه برام به آی ديم بفرست و بگو چطوری می تونم گوشش کنم. من در به در دنبال اين شعر می گشتم که اينجا ديدمش. ازت منون می شم.