چشمان مريم...عشق ابدی

   

در نیمه های شامگهان آن زمان که ماه ، زرد و شکسته می دمد ازطرف خاوران ، استاده درسیاهی شب ، مریم سپید، آرام و سرگران. او مانده تا که از پس دندانه های کوه ، مهتاب سر زند ، کشد ازچهر شب نقاب، بارد بر او فروغ و بشوید تن لطیف، درنورماهتاب. بستان به خواب رفته و می دزدد اشکار، دست نسیم عصر هرآن که گل خرمست. شب خفته در خموشی و شب زنده دار شب چشمان مریم است. مهتاب کم کمک زپس شاخه های بید، دزدانه می کشد سرو می افکند نگاه ، جویای مریم است و همی جویدش به چشم. درآن شب سیاه، دامن کشان زپرتوی مهتاب تیرگی، رومی نهد به سایه اشجاردوردست. شب دلشکست و پرتوی غمناک ماهتاب، خواب آور است و مست، اندر سکوت خرم و گویای بوستان. مه موج میزند چوپرندی به جوبیار، می خواند آن دقیقه که مریم به شستشوست. مرغی زشاخسار.سرو می افکند نگاه و جویای مریم است.

                                                                                     **مريم**

دستم بگیر ای مرد،مرا ازاینجا ببر،ناخدای وسوسه های عاشقانه ام باش.مرا به دست باد بسپار، بادی که بوسه میزند به لبان عاشقان.دستم بگیرای مرد،ازاین زندان مرا ببر،ازاین ریسمان سیاه اسارت رهایم کن ومرابسپاردرآغوش یک خواب عاشقانه که به پایش خودرا تباه کنم.دستم بگیرای مرد، مردانگیت را ببخش به خاک وبا من پروازکن ، به سوی آن دیارکه خدایش رنج و درد زایمان راکشیده است ، وازسینه اش عادلان وعارفان و عاشقان شیر نوشیده اند. به خرده سنگهای گنگ و لال نگاه نکن ءچهره های درنده وچشمان کینه افروز آنها را با پیکرلخت و عریانم آشنا نکن. بسپارتن ننگین آفرین آنها رابه خاکیان ، به آنها که به جای نان درکوره ها سنگ میپزند. گرمی پیکرم---میدان عشق است و عاشقی ، نه میدان و زندان---نه میدان دار---دستم بگیرای مرد. غرورت را بسپاربه خاک، عشقم را به قلب خودراه بده، می خواهم موج وجودم رادرساحل رویا هایت رها کنم. گرمی پیکرم هدیه---ازآن تو. سردیش رامی سپارم به خاک و خاکیان.ایمان بیاوربه عشق.ایمان بیاوربه عشق. که عشق ابدی است آری عشق ابدی است---می خواهم موج وجودم رادرساحل رویاهایت رها کنم...

                                                                         *** بابا عظيمی***             

حادثه جانگداز و تاسف بار زلزله بم که درآن جمع کثيری ازهم ميهنانمان کشته ومجروح شده اند رابه تمامی ملت ايران وتمامی هم وطنانمان درخارج ازکشور تسليت ميگوئيم........

/ 95 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سعید حاتمی

salam, az lotfetoon mamnoonam. bebakhshid ke be zahmat oftadid. hamin ke ba hozooretoon be ma koochektar ha lotf darid baese khoshhali wa delgarmiye. baz ham mamnoonam. shad wa pirooz bashid

abolfazl

سلام بابایی خسته نباشيد منتظر نورانی شدن صفحه کامپیوترم هستم از سایت زیبای شما

ماهی سیاه کوچولو

عجب رسميه رسم زمونه قصه برگ و باد خزونه ميرن آدما از اونا فقط خاطره هاشون به جا میمونه ......در این هنگامه وانفسا و در بحبوحه این فاجعه شاید همراهی و همدلی ما مرحمی هر چند ناچیز بر دل بازماندگان این مصیبت باشه

firoozeh

سلام.اين حادثه ی تلخ رو به شما و همه ی مردم ايران تسليت ميگم...دلم میسوزه به حال بچه هايی که تا چند روز پيش در کنار خانواده زندگی ميکردند اما امروز ... خدا به بازمانده های اين حادثه صبر بده و همه ی رفتگان رو بيامرزه...

firoozeh

آقای عظيمی و مريم خانوم من مطالب وب لاگ رو دنبال ميکنم اما صفحه ی کامنت باز نميشه که کامنت بذارم.امروز که باز شد از خوش شانسی منه...موفق باشيد...تو را من چشم در راهم

سها

سلام دوستان عزيز ...ببخشيد که اينقدر دير جواب ميدم..ممنون که سر زده بوديد...آقای عظيمی شايد حدث شما درست بوده باشد...و من کوچک به دنبال تجربه های بزرگانم... يه عالمه گرفتاری دارم و حال غم بزرگ اين حادثه توان کار را ازم گرفته...دعا کنيم برای گلهای سرخ..

sina

سلام/وبلاگ زيباييست/به من هم سر بزن/wallpaper ها فعال شد

شيدا

سلام بابا عظيمی هميشه خوبم با قايق تنهايم از دريای طوفانی تا نگاه مهربانی را ديدم . فهميدم به ساحل آرامش رسيدم .

zendigh

درود و دو صد تسليت بر ايران زمينيان ....متن زيبايتان را خواندم ...اميد وارم که ساحل آرامش باشيد..عشق اگر روز ازل در دل ديوانه نبود -- تا ابد زير فلک ناله مستانه نبود... به ميخانه ما هم سر بزنيد .... بدرود تا گاهی ديگر

salam be maa ham sar bezanin