جاده تنهایی...

 

 

به نام اشگ و صداقت عشق و....

سوگند به راستیهاکه چقدر در تمنای وصالت کاویدم

که :

تورا با تمام انتظارم جستجو کردم

کدامین جاده امشب می گذارد سر به پای تو

وتو چون سایه از من گریزان بودی

ومن هیچگاه نفهمیدم که دلیل انهمه گریز چه بود؟

ومن هیچگاه نفهمیدم که چرا انگونه اغاز شد و اینگونه پایان....

تویی که هرگاه راه می افتادی سبزی چمنهای زیر پاهایت به رقص می پرداختند

وهرگاه می نشستی زیباترین گلهای بهشت درکنار دستهایت شکوفا می گشت

ای کاش من آن گلبرگ بودم که درمیان لطافت دستان تو جامه بدر می کردم

واکنون چون پروانه ای نگران از نرسیدن نور

وصالت را تمنا می کنم و چون پروانه ای کوچک منتظر رسیدن

بارقه ای از نور امید می مانم...........

/ 86 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
لنا

سلام بابای گلم ... خوبين فداتون شم؟ دخترتون مجرد از پيشتون رفت باز مجرد برگشت!!!!! بابايی گلم اومدم بگم طلاق گرفتم ... خيلی ساده بدبخت شدم و حالا خيلی ساده دارم به همه چی می خندم ... ديگه هيچی برام مهم نيست بابايی ... قربونتووون برم الهييييييی ... راستی بابايی گل من از نوه ی نازتون چه خبرر؟؟؟ دنيا اومد انشاالله؟؟ اسمش چی شد عاقبت ... بی خبرم نذارين که خيلی مشتاقم ... راستی اگه خدا بخواد می خوام يه وبلاگ دوباره بزنم ... منتها اين دفعه همش شادی و خنده ... ديگه از خر چی اشک و آه و ناله و غصه و عشق و عاشقيه خسته شدم ... حالم از همشون به هم می خوره ... حتی از حامد!

شكلات

سلام..مطلب زيبايى بود اميدوارم هميشه شاد و شيرين وشكلاتى باشيد

،؛آنـاهيتــــــــا؛،

سلام بابايی عزيزم . ممنونم از اين همه محبت و لطفی که به من داريد . بابايی عزيز من آپم و بازم منتظر محبتهای شما. سلامت و شاد در پناه خدای بزرگ باشيد .

مسافر.....ساحل

سلام بابا عظيمی .....نميدونيد چقدر خوشحالم بازم پيشتون اومدمبابا عظيمی عزيزم من اتفاقی از وبلاگ يکی از دوستان به اينجا رسيدم.....خيلی خيلی خوشحالم بابا جونم...در پناه حق موفق و پايدار باشيد

جاده تنهايی

ز کويت بر نمی آيد صـــــــــــــدايی تو ای گمگشته دلبـــــــندم کجايی به دنبالت به صـــــــــــحرا ها دويدم ولی هرگز نديدم جای پــــــــــــايی در اين سو و در آن ســـــــوی بيابان بگشتم بهر هر صوت و نــــــــــوايی به ناگه ديدمت با نارفيــــــــــــــقی بگفتم در پی رنگ و ريــــــــــــــايی ؟ بگفتی چون دلـــــــــم را رام کردی ولی نتوان که عقلم را ربــــــــــايی بگفتم با دلـــــــــــــــت کاری ندارم تو وقتی با دل من بی وفـــــــــايی بخنديدی و گفــــــتی با تمــــسـخر که ای داد عاشــــقم تو بی گناهی چون اين جمله به لب راندی و رفتی بخود لرزيـــــدم از اين بی وفــــــايی ..........

بیتا

سلام بابا عظيمی گلم خوبيد؟ منو يادتون مياد من بيتا هستم خواهره بهاره. خيلی دلم براتون تنگ شده بود. بالاخره بعد از مدت ها آدرس وبلاگتون را پيدا کردم. به من هم سر بزنيد دوستتون دارم فعلا بای

باباعظیمی

امشب تو را یاس ها مهمان اند و مرا دل چنگ دوریت می زند سپیدی سحر را چگونه به تماشا خواهی نشست وقتی هنوز چشمی در ته تاریک ترین لحظه ی بی نوازشت مشق شب های بارانی را پاکنویس می کند.

باباعظیمی

دوستان عزیزم میلاد با سعادت داوزدهمین اختر تابناک اسمان ولایت و امامت حضرت مهدی امام زمان عج بریکایک شما مهربانانم مبارک باد ****** دستان پرتوان یکایک شما مهربانانم درد نکند با این کامنتهای زیبایتان.باشد که کوتاهی من را به بزرگواری خودتان ببخشید...سپاسگزارم...شاد باشید و التماس دعا در چنین ایامی

کاغذ و قلم

سلام بابايی مرسی که منو از اين همه سر درگمی در آورديد. راستی نيمه ی شعبان رو به شما وهمه تبريک می گنم

ليلا

کاش باز هم روز انتظارم بال بگشايی کنار تنهاييم بنشينی ... کاش ...