اتش پنهان

 

آغاز من ، تو بودی و پایان من تویی
آرامش پس از شب توفان من تویی
حتی عجیب نیست، که در اوج شک و شطح
زیباترین بهانه ایمان تویی
احساسهایی از متفاوت میان ماست
آباد از توام من و ، ویران من تویی
آسان نبود گرد همه شهر گشتنم
آنک ، چه سخت یافتم :" انسان " من تویی
پیداست من به شعله تو زنده ام هنوز
در سینه من ، آتش پنهان من تویی
هر صبح ، با طلوع تو بیدار می شوم
رمز طلسم بسته چشمان من تویی
هر چند سرنوشت من و تو ، دوگانگی است
تنهای من ! نهایت عرفان من تویی

سهیل محمودی

/ 13 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ليلا سادات

سلام بابائي - عيدتون مبارك - زماني كه سجاده سبزتون را زمان صبحي سبز - ظهر نيمه - و غروبي خسته باز مي كني تا در اين شب سبز علي ، به راز و نياز با خداي علي بپردازي و يه بار ديگه با او عهد و پيماني ببندي به حرم نفسهاي مهربانت ، به حرم سجاده سبزت ، به حرم فرزند پيامبرت قسم كه در اين سجاده سبزت كه رو به خداي پنهان و پيدا باز كرده اي من رو هم ياد كن . در اين روز بزرگ دلم به اندازه همه سبزي اين آسمان كه زنگ سبزش رو نثار اهل بيتش كرده دلم گرفته . دلي كه از صبح فقط با اشك روان شد . چراي اون را نمي دونم ؟ خدايا من هم امروزشب عيدي دارم / خدايا من هم امشب سجاده سبزم را رو به تو باز مي كنم / ولي دلي پر از غم و دلتنگي دارم / نبايد امشب از غم و ناراحتي حرف زد / شب بزرگي در راه است / اما دست خودم نيست / پس تو باياي مهربان را به حرمت نفس حقت / به حرمت دل پاكت / به حرمت سبزي سبزت قسم كه از خودش بخواه / نمي دونم بايائي چرا؟ فقط از خودش بخواه تو مسير ي قرارم بده كه بدونم بايد چكار كنم / بابائي بازم هم عيدت مبارك

یگانه

سلام به بابا عظیمی گلم .... بخدا فونت فارسی ندارم و. خیلی سخته برام تاپ khaili khaili mamanounam keh hamisheh oj hamisheh beh weblogam sar mizani ........ ghurbuneh shumaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaa

بهداد

سلام بابا عظیمی سالگرد وبلاگ هست اگر دوست داشت یبیان

مرجان

_ سلام. _ چطوری رفیق؟ چرا از آبان تا حالا پست ندارین؟ حیفه, شاد باشی. _ موفق و خوشبخت باش . این یه دستوره.

ليلا سادات

سلام بابائي - دلم خيلي هواتون را كرد - خيلي وقتا از دلتنگي ديدار شما گريه مي كنم - الان هم تو دفتر تنها هستم و دارم آهنگ مورد علاقه ام را كه گذاشتيد گوش مي دم - با اين آهنگ ميرم و منو با خودش ميبره - چرا خيلي وقتا نمي توني جواب سوالات هاي كه تو ذهنت مياد پيدا كني ؟ چرا نمي توني براش راهي باز كني ؟ كه مجبور نشي خيلي چيزها را تو سينه ات خفه كني / بابائي هر روز كه ميگذره دلتنگيم بيشتر ميشه / بدترين روزها و بدترين ماه را دارم پشت سر مي ذارم - آخر اين ماه سالگرد مامانم هست كه خدا اون رو از من گرفت - درست شب يلدا - خدايا هيچوقت نمي توني درد نداشتن مادر و پدر را تحمل كني - هر دوتاشون بزرگترين لطف خداست كه خداي بزرگ به بنده هاش ميده / ميخوام به اونهائي كه اين دو نعمت بزرگ / اين دو موهبت بزرگ / را دارن قدرشون را بدونن / دوستاني كه اين نوشته من را مي خونن از خدا بخوان كه خدا كمكم كنه اين روزاي سخت را پشت سر بذارم / بابائي از خدا بخواه به همون سجاده سبزت قسم كه نشكنم / چون نبايد شكسته بشم / كسي نبايد اشكاي منو رو ببينه / دوستنون دارم تا بي نهايت /

مامانی هستی (سایه صبور )

ایام سوگواری سید و سالار شهیدان و تمامی شهدای عطشان را تسلیت میگویم هرگز وجود حاضر ولی غایب شنیده ای ؟ من , میان جمع و دلم جای دگر است . اینک آن حاضر ِ غایبم که به دعایتان نیازمندم .

محمد جوان

بابا عظیمی دوست دارم

ساروی ریکا ...///

روزگاری من و تو ساکن کویی بودیم ساکن کوی بت عر بده جویی بودیم آهورامزدایی بمانی و آتشکده ای ...///

راد ,.-~*´¨¯¨`*•فروغ لايزال,.-~*´¨¯¨`*•

خيال میکنیم كه زندگي، یعنی همان زندگي دلخواه، موقعي شروع ميشود كه موانعي كه سر راهمان هستند ، كنار بروند: مشكلي كه هم اكنون با آن دست و پنجه نرم ميكنيم، كاري كه بايد تمام كنيم، زماني كه بايد براي كاري صرف كنيم، بدهي‌هايي كه بايد پرداخت كنيم و ... بعد از آن زندگي ما، زيبا و لذت بخش خواهد بود! بعد از آنكه همه اينها را تجربه كرديم، تازه مي فهميم كه زندگي، همين چيزهايي است كه ما آنها را موانع مي‌شناسيم. اين بصيرت به ما ياري ميدهد تا دريابيم كه جاده‌اي بسوي خوشبختي وجود ندارد. خوشبختي، خودٍ همين جاده است. سلام بابایی. از این ورا رد می شدم گفتم سلامی عرض کنم و بگم که به روز هستم . منتظر مهربونی هات در کلبه محقرم هستم . در پناه حق . یا علی مدد [گل]

مهدیه

سلام وبلاگ قشنگی دارید خوشحال میشم به من هم سر بزنید[لبخند]