آن قدر بر کشتي عشقت نشينم همچو نوح
يا به ساحل ميرسم يا غرق دريا ميشوم


sahelearamesh



::فال حافظ::

اول نيت، بعد روي عکس کليک کن
::موسيقي::

:: صفحات وبلاگ ::

::آرشیو وبلاگ ::
» صفحه نخست
» عناوین آرشیو وبلاگ
» آذر ٩٤
» مهر ٩٤
» شهریور ٩٤
» خرداد ٩٤
» آبان ٩۳
» تیر ٩۳
» خرداد ٩۳
» اردیبهشت ٩۳
» بهمن ٩٢
» دی ٩٢
» آذر ٩٢
» مهر ٩٢
» امرداد ٩٢
» خرداد ٩٢
» بهمن ٩۱
» آذر ٩۱
» آبان ٩۱
» مهر ٩۱
» شهریور ٩۱
» امرداد ٩۱
» تیر ٩۱
» خرداد ٩۱
» اردیبهشت ٩۱
» فروردین ٩۱
» اسفند ٩٠
» بهمن ٩٠
» آذر ٩٠
» آبان ٩٠
» مهر ٩٠
» شهریور ٩٠
» تیر ٩٠
» خرداد ٩٠
» اردیبهشت ٩٠
» دی ۸٩
» آبان ۸٩
» مهر ۸٩
» شهریور ۸٩
» امرداد ۸٩
» تیر ۸٩
» خرداد ۸٩
» فروردین ۸٩
» اسفند ۸۸
» بهمن ۸۸
» دی ۸۸
» آبان ۸۸
» مهر ۸۸
» فروردین ۸۸
» اسفند ۸٧
» دی ۸٧
» مهر ۸٧
» بهمن ۸٦
» دی ۸٦
» آبان ۸٦
» فروردین ۸٦
» بهمن ۸٥
» دی ۸٥
» آذر ۸٥
» آبان ۸٥
» مهر ۸٥
» شهریور ۸٥
» امرداد ۸٥
» فروردین ۸٥
» خرداد ۸٤
» اردیبهشت ۸٤
» اسفند ۸۳
» بهمن ۸۳
» دی ۸۳
» اردیبهشت ۸۳
» فروردین ۸۳
» اسفند ۸٢
» بهمن ۸٢
» دی ۸٢
» آذر ۸٢
» آبان ۸٢
» مهر ۸٢
» شهریور ۸٢
» امرداد ۸٢

:: موضوعات وبلاگ ::
 
:: مطالب اخیر ::
» اخر پائیز
» محرم 1394
» حرف اخر
» برهوت تنهایی
» رمضان 1394
» محرم 93
» بهار قران ...رمضان 93
» نیمه شعبان بر تمامی منتظران مبارک
» با دلی دریائی زورق و ساحل دریای کسی باش گلم
» کدوم راه ؟

:: نویسندگان ::
» جمشید هاشمی تهرانی


::لینکستان ::
» هیچ چیز بهترازحقیقت نیست
» گناه دوست داشتن چیست؟
» برکه نیلوفری احساس من
» زندگی قشنگ ما سه تا
» تک ستاره اسمان دل
» فلسفه های لاجوردی
» حرفهایی برای گفتن
» یک حرف و دو حرف
» شبنم سحرگاهی
» دل خون دل نوشته
» پروانه های عاشق
» من و گذشته من
» اسمان پرستاره
» بنویس از سرخط
» سایه سارمحبت
» فانوس سرگردان
» فانوس کوچه باغ
» سکوت بی پایان
» غم تنهایی من
» تنها ترین پرنده
» پرسه درباران
» تنها به یاد تو
» سید محسن
» بارون عشق
» بشنو از نی
» حرمت درد
» کیمیای ناب
» الهه مهر
» حاج حمید
» راز پرواز
» نگاه نرم
» قدح درد
» ارتمیس
» آدمکها
» مهسا
» فروغ
» ارزو
» لیست وبلاگ های تخصصی

:: امکانات جانبی ::

RSS Feed
وبلاگ فارسی
::ارتباط آنلاين::


::لوگو::




v + جزيره ای که غرق شد...
شنبه ٥ مهر ۱۳۸٢

          

در روزگاری دور دست در يکی از درياها جزيره ای بسيار زيبا وجود داشت که ساکنان آن را احساسات مختلف ادميزاد تشکيل می دادند يعنی.خوشحالی،اندوه،دانائی،وديگران از جمله عشق..روزی از روزها اعلام شد که اين جزيره به زودی غرق ميشودوبه اعماق دريافرو ميرود..بنا براين، احساسات ياد شده خود را اماده کردند تا با قايق از جزيره دور شوند..عشق..تنها احساسی بود که در جزيره باقی ماند..ميل داشت تا اخرين لحظه ممکن بکوشد تا اين جزيره بهشتی را از نابودی نجات دهد..اما زمانی که جزيره داشت تقريبا بطور کامل در زير اب فرو می رفت..عشق..نيز دريافت که زمان رفتن فرا رسيده است.. بنابراين ..به دور و بر خود نگاه کرد تا از کسی در خواست کمک کند ..درست در همين زمان (ثروت ) را ديد که در يک قايق بزرگ ومجلل در حال عبور است ..عشق فرياد زد(ای ثروت) ايا ميتوانم سوار قايقت شوم؟) . ثروت در پاسخ گفت: متاسفم زيرا مقادير زيادی نقره و طلا در قايق من وجود دارد وبنابراين برای تو جائی نيست)عشق تصميم گرفت از (پوچی) کمک بگيرد .پس فرياد زد (ای پوچی لطفا بمن کمک ميکنی؟) ..پوچی در پاسخ گفت:نه من نمی توانم به تو کمک کنم چرا که سراسر بدن تو خيس شده و اگر تورا سوار کنم به قايق زيبای من صدمه ميخورد) در اين موقع عشق (اندوه ) را ديد که دارد از جزيره دور ميشود..بنا براين به او گفت ای(اندوه) خواهش ميکنم بگذار من با تو بيايم) (اندوه) جواب داد: ای عشق من معذرت ميخواهم زيرا من اکنون نياز دارم تنها باشم..پس عشق(شادی) را ديد فرياد براورد: ای شادی از تو درخواست ميکنم مرا با خود ببری) اما (شادی) بقدری شاد وخوشحال بود که اصلا صدای عشق را نشنيد..دراين هنگام عشق شروع به گريستن کرد..ولی اندکی بعد صدائی شنيد که به او چنين ميگفت: ای عشق بيا که من حاظرم ترا باخودم از اين جزيره ببرم) ان چه که شنيد..صدای يک فرد سالمند بود..عشق ..از شنيدن اين صدا بقدری احساس خوشحالی کرد که فراموش کرد نام او را بپرسد وقتی که ان دو در سرزمين ديگری به خشکی رسيدن..ان فرد سالمند به راه خود رفت..عشق دريافت که تا چه حد مديون اوست!..پس در نزديکی خود(دانائی) را يافت واز او پرسيد: اين چه کسی بود که بمن کمک کرد؟..(دانائی) در پاسخ گفت : انکس که به تو کمک کرد ..زمان بود) عشق پرسيد؟ اما درجائی که هيچکس بمن کمک نميکرد چرا زمان حاظر شد به ياری من بشتابد؟)((دانايی)) لبخندی زد و با درايت و صداقت جواب داد:(زيرا اين تنها زمان است که قادر است يک عشق بزرگ را درک کند.)

                                                     اقتباس از ترجمه فرخ جاويد


6 ۸:٠٧ ‎ب.ظ :: جمشید هاشمی تهرانی :: wلينک يادداشت w پيام هاي ديگران()